خرید بک لینک

1/ هنر نمایش و نقاشی بی گمان قدیمی ترین زبان احساس و هویتی تاریخی برای بشر بوده که انسان های نخستین را به دریچه ای نو برای تکامل و پیشرفت رهنمون کرد تا عصر سنگ را به عصر انفجار اطلاعات پیوند دهد لذا بی اغراق می توان گفت وبلاگ تئاتر کلمه طلایه دار تولید فرهنگ بشر امروزی است که در پیچ و خم زندگی ماشینی فطرت و اصالت خود را گم کرده و طناب دار پوچی را بر گردن خود احساس می کند.

کافی است عینک های رنگارنگ مصنوع دست خود را از روی دیده بردارد و چشم ها را با آب پاکی شستشو دهد.

2/ سال هاست وبلاگ تئاتر کلمه شهرم و شاید کشورم دچار چالش هایی است که چون زنجیر بر دست و پا و یوغی بر گردن نفسش را بریده ، کمرش را خمیده و فکرش را آشفته کرده.

هنرمندان وبلاگ تئاتر کلمه به واسطه نبود اعتقاد قلبی به فرهنگ ساز بودن وبلاگ تئاتر کلمه و خلق اندیشه در قالب هنری پیشرو بنام وبلاگ تئاتر کلمه ، دچار یاس و سرخوردگی شده و در حالی که افسران جولانگاه تولید محتوی و فکر هستند تبدیل به سربازانی منتظر به فرمان شده اند که گرد غم و اندوه بر شانه هایشان سنگینی می کند ( وبلاگ قطره کلمه وبلاگ اشکی کلمه وبلاگ گوشه کلمه چشم تئاتر وبلاگ دزفول کلمه ) هر چند گاهی چراغی در وبلاگ گوشه کلمه ای روشن می شود لیکن بزودی خاموشی سرنوشت تلخ آن است.

3/ ابتدا خودم را از بند کلمات و ادبیات رها کنم تا راحت حرفم را بزنم...

جمعه 24 فروردین 97 خانواده تئاتر وبلاگ دزفول کلمه در سالن اداره فرهنگ و ارشاد دور هم جمع شدیم تا بزرگداشت روز جهانی تئاتر را جشن بگیریم. بدیهی است عزیزانی برای برپایی این جشن زحمت کشیدند و وظیفه خود می دانم قدردان این عزیزان باشم از ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد و مسئول واحد هنری آن تا اعضای هیئت مدیره انجمن نمایش و یکایک هنرمندان مسئول در اجرای این گردهمایی.

و اما بعد : گذشته از فرم اجرایی این جشن که دارای حسن و البته معایبی هم بود ، اعتراض دوستان به نحوه انتخاب هنرمندان برای اهدا لوح تقدیر و یا عدم انتخاب دیگران بود که وجهه نازیبای جلسه را به رخ حاضران کشاند آن هم در حضور افرادی که از خانواده نبودند و چه تجربه ی بدی بود زمانی که مهندسی که کارش ساختن اجسام و ابنیه است در مقام نصیحت به هنرمندانی برآمد که کارشان ساخت روح و روان انسان هاست ( وبلاگ قطره کلمه وبلاگ اشکی کلمه وبلاگ گوشه کلمه چشم تئاتر وبلاگ دزفول کلمه ) ای کاش چشمان هنرمندان که برای دیدن ناپیداها باز است بر این صحنه ها بسته می ماند .

اما حلقه مفقوده کجاست ؟ اشتباه در انتخاب افراد ؟ باند بازی ؟ دشمنی ؟ حسادت ؟ خود کم بینی ؟ جاه طلبی صاحبان قدرت ؟ بی تدبیری مسئولین ؟ یا همه این ها ؟ ( وبلاگ قطره کلمه وبلاگ اشکی کلمه وبلاگ گوشه کلمه چشم تئاتر وبلاگ دزفول کلمه )

جواب همه این سوالات خشن و نامیمون یک خیر بزرگ و یک نه بی انتهاست . مگر امکان دارد هنرمندی از اینکه همکارش تشویق می شود نارحت گردد ؟ مگر می شود هنرمندی که تشویق شده از اینکه همکارش مورد بی مهری قرار گرفته ناراحت و دل شکسته نشود ؟ و از همه مهمتر مگر می شود هنرمندی تلاش و هنرش را به یک لوح سپاس بفروشد ؟ قطعا جز ذات احدیت که خود هنرمند مطلق است کسی را یارای دادن پاداش به خالق هنر که همان هنرمند است را نخواهد بود.

پس علت بروز این چنین رفتارها چیست ؟

برای پی بردن به جواب ، لازم است حافظه میان مدت و کوتاه مدت خود را فعال کنیم و یک سال گذشته را مرور کنیم : آن زمانی که نویسنده و کارگردانی متن خود را به شورای نظارت تحویل می دهد و هفته ها و شاید ماه ها منتظر جواب می ماند . آن مواقعی که گروه دربدر دنبال محل تمرین می گردد و پیدا نمی کند . آن زمانی که گروه پشت درب های سالن منتظر سرایدار زیر باران زمستان و در گرمای کشنده تابستان حرص می خورد . آن وقتی که مسئولین شهری بجای اینکه کمک حال هنرمند باشند سنگ جلوی پایش می اندازند . آن زمانی که هنرمند برای رفتن به جشنواره محتاج فقط یک خودرو است و کسی حتی به حرفش گوش نمی دهد . آن وقتایی که می بیند حرمت همکارش و پیشکسوتی شکسته می شود . آن زمانی که برای بیمه هنرمندان باید هزار کوچه پس کوچه های مراحل اداری را طی کند و در انتها دست خالی شرمنده خانواده اش باشد . ( وبلاگ قطره کلمه وبلاگ اشکی کلمه وبلاگ گوشه کلمه چشم تئاتر وبلاگ دزفول کلمه ) آن مواقعی که می بیند کسانی بنام هنر و هنرمند شخصیت و شان هنری شهر را به سخره گرفته اند . آن زمانی که حرف می شنود و عمل نمی بیند . آن مواقعی که . . . ( قطعا شمای خواننده متن از این دست آن زمانی که ... زیاد در ذهن خود دارید)

بله عزیزان همین ها را کنار هم بچینید تا پازل بی ریخت و تاسف بار وقایع روز جمعه 24 فروردین 97 در سالن اداره ارشاد کامل شود ، زخمی که سال هاست درد وحشتناکی را به جامعه تئاتر دزفول تحمیل کرده و کسی نیست تا چاره ای و درمانی برای بهبود این جراحت بجوید نه مسئولی و نه حتی خود هنرمندان . ( وبلاگ قطره کلمه وبلاگ اشکی کلمه گوشه چشم تئاتر دزفول) آنجاست که هنرمند احساسی و دل نازک و دل شکسته می خواهد خود را خالی کند و ...

4/ موقعیت تئاتر شهرمان طی چندین سال به این نقطه رسیده و شاید چندین سال تلاش نیاز باشد تا به جایگاه واقعی اش برسد . و اگر قرار است اتفاق خوبی رخ دهد میسر نخواهد بود مگر اینکه از خودمان شروع کنیم و تعیین تکلیف برای دیگران را بگذاریم بعد از اینکه وظیفه ای برای خود مشخص و اجرا کردیم .

این هرم از قاعده باید ترمیم گردد نه اینکه نگاهمان به راس باشد که این نگاه سال هاست نتیجه ای جز ضعف چشم و سر درد چیزی عایدمان نکرده . (قطره اشکی گوشه چشم تئاتر دزفول)

غلامعلی سخاوتی راد

28 فروردین 97

برچسب: نویسنده: باران کمالی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:13

صفحه بندی