آرای هیئت داوران
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 10:54
به بهانه برگزاری گردهمایی انجمن نمایش دزفول
-
تاریخ: 1398/8/30 ساعت: 4:16
به نام خالق زیبایی هاهنر تئاتر با المان های منحصر به فرد خود دارای جایگاه ویژه در فرهنگ و تمدن بشری است هر کجای کره ی خاکی تئاتر فاخر و متعهد رونق داشته قطار فرهنگ و معرفت باسرعت مطمئنه رو به جلو و پی
مادر
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:13
فضای مجازی پر شده از نام وبلاگ مادر کلمه ،و هوای دلم بارانی است از یادت.چشمانم را سپاسگزارم که زحمت باران دلم را می کشند.باور دارم اشکهایی که بر گونه هایم جاری است مامورند تا بوسه های وبلاگ مادر کلمه م را از بهشت به من برسانند. وبلاگ مادر کلمه دستت را می بوسم دستی که بعد از سالها هنوز بر سرم احساس م...
قطره اشکی گوشه چشم تئاتر دزفول
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:13
1/ هنر نمایش و نقاشی بی گمان قدیمی ترین زبان احساس و هویتی تاریخی برای بشر بوده که انسان های نخستین را به دریچه ای نو برای تکامل و پیشرفت رهنمون کرد تا عصر سنگ را به عصر انفجار اطلاعات پیوند دهد لذا ب
دل نوشته
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:13
ضربان مقطع قلبم پر می کند خط مقطع میانه ی جاده را تا پر کند فاصله بین من و تو را ... جاده را دوست دارم چون مرا به تو می رساند یک شنبه 23 اردیبهشت 97 جاده اهواز اندیمشک ساعت 53 : 22
طولانی ترین خسوف قرن
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:13
الان رفتم حیاط ماه تو آسمون نبود حتی ستاره ای هم نبود وبلاگ خسوف کلمه قرن همراه با پوشش ابر هوا رو حسابی سیاه و دلگیر کرده آخه این همون ماهیِ که در زمان حضرت خلیل الله عده ای از آدما اونقدر محو جلالش شدند که به
السلام علیک یا ولی الله
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:13
یا امام رئوف ای وارث آدم ، نوح ، خلیل وبلاگ الله کلمه ، ذبیح وبلاگ الله کلمه ، کلیم وبلاگ الله کلمه ، روح وبلاگ الله کلمه و رسول وبلاگ الله کلمه در این روز شهادت فرزند دلبندت صاحب جود و سخا امام جواد(ع) و در این چهلمین سفر زیارتی و پابوسی حضرتت (از سال 56
دیالوگ من و اون
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:46
روضه تکراری ولی تمام نشدنی اربعین من، دلنوشته ای با عنوان:دیالوگ من و اونمن: هی چطوری؟اون: سلاممن: هه هه، سیاسوخته شدی!!!اون: (سکوت)من: پات هم مثل اینکه می لنگه! پشت پا زدی به خودت؟ هه هه ههاون: (سرفه می کند)من: اوه اوه، سرما هم که خوردی، شب پتو ننداختی روت؟اون: (سکوت)من: اربعین هیئت نیومدی تنبل!اون...
خاطر تو
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:46
شبِ تاریکسوزِ سرماصندلی داغ شعرذرت مکزیکی پارک شقایقسوسوی کرم شب تابلابلای شاخه های کاجدخترکی گیسو بلند بنام یلداقطره های چکیده ذهنمبر قالیچه چهارگوش برف(دست آویزی است الهام گرفته از خاطر تو)جاده یلدای چشمانمتو را جستجو می کندبیداری صبح درآغوش مهرتچه گرم است و دل انگیزپنج شنبه 30 آذرشب یلدا ساعت 48 ...
چهارشنبه سیاه
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:46
با سلامدیروز سه شنبه 26 دی سالروز فرار شاه از ایران بود. سال 1357 در چنین روزی مردم کشورم پس از شنیدن خبر فرار شاه به خیابانها آمده و به میمنت این پیروزی، شادی و پایکوبی کردند. اما غرض از نگارش، بازگویی نکته ای و خاطره ای از سال 57 بود.26 دی 57 مانند امسال روز سه شنبه بود . من که کودکی هشت ساله بودم...
دستگیر
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:25
چه دردناک است آب شدن شمعی در انتظار پروانه ای که در پیله تنهایی خود در حال خفگی است. چه سوزناک است زخم کوچکی از خرده تیغی در گلستانی بی انتها.چه غم انگیز است دیدن مادری طفل گم کرده در شهری غریب و یاغی.چاک چاک می کند دل آدمی را صحنه نشستن کودکی زخمی از تیر تکفیر، بالین پدر و مادری غرق در خون.آنجاست ک...
به بهانه برگزاری مراسم نکوداشت تئاتر دزفول در روز جمعه مورخه 8/2/96
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:25
شماره : 1 هوالجمیل هنر ودیعه الهی و دمیدن نفس روحانی خلقت از جانب هستی بخش بی همتا به کالبد خاکی خلیفه الله است . نردبانی که پله هایش معرفت ، شناخت ، دانش ، احساس و زیبایی است برای فتح قله کمال انسانی . و هنرمند ، سالک طریقت عرفان و ویران کننده سدهای بی خبری و جهالت به سوی معبود هر دو عالم. .... اما...
میلاد منجی بشریت
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:25
فرخنده و زیباست به یادت بودن چون هاله به دور بدر ماهت بودنای زاده حیدر نظری بر ما کن تا صبح دل انگیز کنارت بودن شعر از: #غلامعلی_سخاوتی_راد خجسته میلاد آخرین امید بشریت، عین عدالت و عشق، مهربانی و صفا، یوسف زهرای اطهر، که دم عیسائیش دنیا را عطرآگین می کند و مدینه فاضله ای که تمام انبیا و اولیا در پی...
پیامی برای گروه پیشکسوتان گردان عمار دزفول
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:25
با سلام خدمت دلاور مردان دفاع مقدس، شیران روز و زاهدان شب گردان عمار.نام شهید سیفی نژاد (غواص عملیات والفجر 8 فاو) آمد با اجازه شما من هم یادی از این عزیز کنم.اواسط سال 64 گردان ماموریتی در کردستان داشت و در پادگان شهید کاظمی قروه اردوگاه برپا کرده بود. در این ماموریت با شهید عبدالکریم سیفی نژاد آشن...
نیستی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:25
یه وقتایی کهتو نیستیشکوفه های کوچک احساسمهوای باز شدن، بازی و بزرگ شدن می کنناونجاست کهخاطره با سبدی پر ازیاس و محمدی و نرگستو اوج خیالم پرواز میکنهو عطر دل انگیز عشقگهواره ای میشهبرای کرجی قلبمدرون آغوش عمیق رویا پنج شنبه 12مرداد ساعت 50 : 18
مشکی رنگ عشقه
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 17:15
عجب رنگی است مشکی نورانی می کند صورت پاک می کند سیرت خوش بو می کند نفس معنا می دهد به کلام جلا می دهد قلب را بینا می کند چشم را بیدلی گفت: کارخانه تولید عشق است بزرگترین انبوه ساز خانه مهر اقیانوس آرامِ آرامش خورشید مهربانی در عین حالی که: طوفان به پا می کند آتش می زند می سوزاند فریاد است قله احساس ...
انتهای افق
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 17:15
رقص برگهای زرد و قرمز، همراه با زلف بلند و سیاه یلدا، دانه های یاقوت خاطره ها در صدف انار، گرم می کند آغوش های سرد شده ی عشق را خنئان می کند چین و چروک پوسته ی سال ها را هنگامی که؛ یک شاخه گل نرگس با عطر خوش وصال تقدیم می شود به: انتهای افق شب یلدای 1395 ساعت 22:40 اللهم عجّل لولیک الفرج
کر و لال های 4
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 17:15
جایی همین نزدیکای خودمون، یه گوشه از خاک ایرون، کنار رودی که خروشش رو حتی طبیعت قوی هم تحمل نمی کرد، یه عده جوون کر و لال جمع شدن دسته گل به آب دادن، یه عده شون سوار موج یه عده شون سوار قایق، اونا که سوار موج بودن با اون لباسای چسبون، دست تو دست هم، اونا که سوار قایق شونه به شونه ی هم، بنده خداها نم...
نکاتی در خصوص دل نوشته
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 22:19
دل نوشته ها همیشه مطلق و کامل نیستند ، در بسیاری از موارد ، احساساتی هستند که از درونِ گم و ناپیدای آدمی سرچشمه می گیرند و علاوه بر پیچیدگی خود ، می توانند با واقعیاتِ جامعه و تعامل انسانی و ارتباطات فردی، منافات داشته باشند . حتی کم نیستند دل نوشته هایی که کاملا با فطرت و ذات آدمی مغایر ، غلط و اشت...
غریق
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 22:07
مردمک چشمم قایقی می خواهد از جنس جنون بادبانش احساس لنگرش یک نظر یار با شالی دل داده به باد ... سینه کوبد بر پهنه ی اشک بشکافد ابر سیگار غمم بشکند موج آوار شده توی سرم در نوردد قرن ها تا رسد ساحل یار مژه در هیبت جاشو داد زد ساحل آنجا آنجا ... فَرّ عشق قامت راست سبزِ سبز کرد آرام با یک اشاره آتلانتیک...